ايرج افشار

302

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

بدان‌جا منتقل كند و به تصميم خود نيز عمل كرد . آبادى و اعتبار جديد اصفهان از همين سال 1006 شروع مىشود . چه از اين تاريخ به بعد است كه شاه عباس كبير و جانشينان او و امراى ايشان هركدام از خود عمارات و ابنيه و آثار و يادگارهايى باقى گذاشته رونق سابق اصفهان را تجديد بلكه مقدارى هم از سابق بهتر و معتبرتر كردند . بيشتر عمارات و ابنيه و آثار تاريخى اصفهان كه حاليه به واسطهء استيلاى افاغنه و چنگيزمنشى ظل السلطان جز نام چيزى ديگر از آنها به‌جا نيست از عهد شاه عباس كبير و شاه عباس ثانى و شاه صفى دوم و شاه سلطان حسين است . اينك شرح و تفصيل هريك از آثار تاريخى اصفهان چه آثار صفويّه و چه غير از ايشان . [ نيمهء 27 ] 1 . محلّات اصفهان در حدود قرن چهارم هجرى يعنى پيش از استيلاى آل بويه بر اصفهان اين شهر به شش محلّه تقسيم مىشده به قرار ذيل : 1 - محلهء لنبان در جنوب‌غربى 2 - محلهء باغ‌كاران در جنوب‌شرقى به جاى محلهء خواجوى امروزى 3 - محلهء چنبلان ( سنبلان ) در مغرب 4 - محلهء جوبارهء شمالى در مشرق 5 - محلهء كرّان وسط در مشرق 6 - محلهء در دشت در مغرب محلّات ششگانهء فوق در آن ايام هركدام اهميت و اعتبار شهرى را داشته و صاحب جمعيت بسيار بوده‌اند و در اشعار و گفتار قدما اشارات بسيار به آنها هست . از جمله كمال الدين اسماعيل اصفهانى ملقّب به خلّاق المعانى كه گويا از دست اهل اصفهان و منازعات دائمى ايشان دلى پرخون داشته مقارن استيلاى مغول مىگويد : تا درِ دشت هست و جوباره * نيست از كوشش و كشش چاره اى خداوند آسمان و زمين * پادشاهى فرست خونخواره تا درِ دشت را چو دشت كند * جوى خون راند او ز جوباره